ميرزا حسن حسينى فسايى
541
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
رودخانه هيرمند عبور نمود « 1 » و چون موسم زمستان بود و صحرا خالى از علف و تمامى غلات را مير حسين برادر شاه محمود غليژائى افغان ، پيش از وقت به قلعهجات كشيده و زيادتى را آتش زده بودند ، دواب اهل اردو را روانه اطراف براى آوردن سيورسات فرمود ، دوازده روز اطراق نمود پس حركت فرمود و مير حسين به عزم شبيخون تا حوالى اردو آمده ، با طلايهداران جنگى كرده ، عود به قندهار نمود و اردوى اعلى وارد گشته ، در جانب شرقى قلعه قندهار ، بارگاه جلال - شاه بلنداقبال را افراشتند . و عيد نوروز سال ئيلانئيل [ 1149 ] در نوزدهم ماه ذى القعده اتفاق افتاد و فتح على خان - افشار با جمعى مأمور گشته ، به جانب قصبه قلات « 2 » رفتند و روز ديگر اسيرى از ايرانى كه در قندهار گرفتار بود فرار كرد و به عرض همايون رسانيد كه در شب گذشته سيدال غليژائى با چهار هزار نفر سوار در تعاقب فتح على خان رفته است و حضرت نادر شاه بلاتأمل سوار شده ، با جمعى از بهادران ايلغار فرموده ، به سيدال و سواران افغان رسيده ، بسيارى از آنها را كشتند و سيدال فرار نمود و پادشاه جمجاه مظفر و منصور عود نمود . و حضرت نادر شاه بعد از ملاحظه معلوم داشت كه استحكام قلعه و شهر قندهار به نوعى است كه فتح آن به زودى ممكن نشود ، پس حكم فرمود كه در اطراف قندهار چندين برج ساخته ، راه آمد و شد اهالى شهر را در اطراف و اهالى اطراف را در شهر مسدود نمودند ، پس بناى شهرى تازه در برابر قندهار گذاشته ، در هشتم ماه ذى الحجه همين سال به ساختن عمارات و بازار و مساجد و آنچه لازمه شهرستان است پرداخته ، به اندك زمانى به انجام رسيده ، او را « نادرآباد » « 3 » نام نهاد و بعد از فتح قندهار سكنه او را به نادرآباد آورده ، منزل نمودند و بعد از وفات نادر شاه ، نادرآباد به قندهار شهرت يافت و اشرف سلطان غليژائى كه با مير حسين والى قندهار دشمنى ديرينه داشت ، فرصت يافته ، از قندهار درآمده قرين عنايت گرديد « 4 » . در همين ايام [ 1149 ] : خبر رسيد كه رضا قلى ميرزا ، ولد ارجمند حضرت كشورستانى كه با سپاه خراسان ، نواحى بلخ را متصرف گشته ، تا حوالى بدخشان را مسخر داشته است و بعد از اطلاع بر اين وقايع دوازده هزار تومان وجه نقد و سيصد دست خلعت و چندين سر اسب و زين - مرصع براى نواب رضا قلى ميرزا و امراى سپاه خراسان انفاذ فرمود « 5 » و نواب رضا قلى ميرزا بعد از انتظام نواحى بلخ به عزم تسخير ماوراء النهر نهضت نمود و حضرت ابو الفيض خان « 6 » پادشاه تركستان به استقبال آمده ، شكست يافت و فرار نمود و چون اين خبر به قندهار رسيد فرمان همايون « 7 » شرف صدور يافت مشعر بر اينكه چون سلطنتمآب حضرت ابو الفيض خان ، سليل سلسلهء
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 286 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 288 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 546 . ( 3 ) . ( در مكانى موسوم به سرخهشير كه بالفعل به نادرآباد اشتهار دارد . . . ) . جهانگشاى نادرى ، ص 288 و 289 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 288 و 289 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 294 . ( 6 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 295 . ( 7 ) . در متن : ( هميون ) .